تبليغاتX
سینقان دشت
سینقان دشت
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گل محمدی
|+| نوشته شده در  87/03/22ساعت 19:1  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به کجا می رویم؟

به راستی چه شده است  ؟به نظر شما چه شده است عده ایی برا ی حفظ ناموس و برای دفاع از اسلام و جنگ بر علیه صدامیان سینه سپهر نمودند و به فیض شهادت نائل شدند و عده ای  جانباز شده اند و افسوس شهادت را می خورند و مادری هنوز چشم به راه فرزند خویش است  تا روزی بیاید و همه از غم عزیزانشان می سوزند  به راستی چه شده است  ایا باید انتظار داشت که سینقان و جوانان امروز ما مثل جوانان ان روزها  جوانمرد باشند ؟ جواب این سوالات را می گذارم به ذهن شما شاید که شما نظر بهتری داشته باشید   ولی دوستان جوانان سینقان کم کم رو به بذهکاری و پوشش نامناسب و اعتیاد و ... می روند ایا دلیل این همه کار ها را می دانی؟؟ جوان روستایی ما جوان معصومی است که مورد هجوم اشخاص بذهکار قرار می گیرد یا به دنبال رفیق  بازی های بی خود و بی تو جهی خوانواده ها قرار می گیرد  جوان ما امیدی به اشتغال ندارد جوان ما از سر بیکاری رو به بذهکاری و اعتیاد کشانده می شود جوان ما به هر دری می زند تا کاریبیابد. آری مشکلات زیاد است ولی چرا جوانان روستای  ما تشویق نمیشوند مگر روستای ما  انسان های بزرگی ندارد چرا به جوانان ما اهمیتی نمی دهند جوان ما مشکل مسکن دارد شاید بگویید معضل جامعه می باشد اری ولی می توانیم درصدی از مشکلات را حل نماییم خوب باید ریشه ای این کارها را بیابیم  و ریشه یابی کنیم  و نباید فقط جنبه های منفی این دسته از جوانان را بنویسیم  باید اینگونه جوانان را  بها دهیم رو به کارهای فرهنگی بیاوریم و آنها را دعوت نماییم و نگوییم این جوان اصلاح پذیر نمیباشد آخر چراچرا این جوان باید در گرداب اعتیاد  نابود شود آخر چرا و به راستی چه شده است  نمی دانم  از کجا نقل کنم نمی دانم چه بگویم  و جراباید  اینگونه باشیم  جوان امروزی مورد هجوم قرار گرفته است و چرا بزرگان روستای ما به داد جوانان ما نمی رسند و ساکت نشسته اند  به راستی چرا ؟؟؟.. ... این مطلب دردو دل چند جوان بود  و دیگر هیچ. 

ما سینقانی هستیم ومی مانیم و خواهیم ماند  لذا هر مشکل و کاستی در سینقان موجب ناراحتی همه ماست   

  درآرزوی توسعه روستا و سربلندی ایران ما

خوش باشید

  یا علی

|+| نوشته شده در  87/03/05ساعت 18:25  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سینقان بهشتی
بهار

بعد از زمستان سخت و پربرف سال گذشته انتظار داشتیم شاهد یک بهار خوب باشیم .ولی از آنجا که همه فکر و خیال های آدمی همیشه با اراده الهی همخوانی نداره می بینیم با کمترین بارندگی در بهار امسال روبرو هستیم . به همین دلیل اردی بهشت امسال با یک گرمای بی سابقه شروع شد که همه را نگران کرد .ولی خدا را شکر یکی دو هفته  گذشته  از شدت گرما کاسته شد و بارش های بهاری دوباره طراوت را به طبیعت هدیه کرد  در همین روزها بود که سفری یک روزه به سینقان داشتم وقت کم بود ولی فرصت را غنیمت شمرده و پس از یک بارش بهاری به دشت رفتم جاتون خالی تا دلتان بخواه دشت زیبا شده بود گندم زارها ی سراسر سبز زیبایی خاصی به دشت زیبای سینقان داده بود همه جا سبزی و طراوت بود گل های محمدی هنوز باز نشده بود ولی تماشای غنچه های آن همراه با قطرات آب به نظر من بسیار دیدنی بود و دریک جمله سینقان بهشتی شده بود .

هیچگاه فکر نمی کردم در این بهار کم آب با چنین دشت با طراوتی روبرو بشوم .برای همین یک بار دیگه با خودم عهد کردم هیچگاه اردی بهشت سینقان را از دست ندهم. برای اینکه شما هم با من در این گردش شریک باشید دو تصویر بهاری را بعنوان سوغات تقدیم می کنم

موفق باشید

بهار2

|+| نوشته شده در  87/02/26ساعت 15:51  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
زیارت
با سلام

در ایام عید که سینقان بودم سری به زیارت زدم ولی متاسفانه با بد منظره ایی روبرو شدم پله ها  -دیوارها - سقف ایوان -قبر ها - تقریبا" اکثر قسمتها خراب و  ویران بود از زیارت بجز قبر امامزاده که تقریبا" سالم است چیزی نمانده است واقعا" جای تاسف داره به نظر من جاهایی مثل مسجد و امامزاده در روستا مراکز روحانی و وحدت بخش هستش که همیشه باید رونق آن حفظ بشه  یادمه در گذشته زیارت برای خودش ابهتی داشت از اون پله های سمت رودخانه هیچی نمانده!! از یک طرف می بینی که از اول ده چندین تابلو با خط خوش  مسیر زیارت را نشون می دهند (قضیه آفتاب لگن هفت دست و ... )

قبلا" شنیده بودم برای یکی از سینقان های مقیم خارج برای بازسازی زیارت پشقدم شده خوب برای بررسی موضوع با حاج آقا سید احمد شفیعی که مدتی متولی زیارت بود صحبت کردم دل پری از اوقاف دلیجان داشت ظاهرا" برای مسئول بازسازی زیارت اوقاف است و مردم فقط می توانند به آن کمک کنند ! برای همین در اولین مرحله ۵ میلیون تومان از طرف اهالی به حساب اوقاف واریز شده ولی نتیجه بعد از دوسال چی بوده؟ هیچ فقط نقشه جدید زیارت تهیه شده اونهم هنوز تایید نشده ! خلاصه مشکلات زیاده به نظرم برای حل این مسائل نیاز به رفت و /امد های زیاد و پیگیر یهای ویژه است (یگه از برق رسانی سخت تر نیست ) که الحمدالله اخیرا" آقای محسن ملکی و تعدادی از سینقانی ها در این زمینه فعال شده اند که امید وارم با همکاری اهالی هر چه زودتر زیارت از این وضعیت اسفبار خارج بشه.

 از این مطلب که بگذریم مساله نانوایی هم هنوز به نتیجه ایی منجر نشده اشتباه شورا در انتخاب زمین نانوایی همه را شاکی کرده حالا زمین که به در نانوایی نمی خوره زمین جایگزین هم انتخاب نشده اگر خبر جدیدی در این مورد دارید بنویسید.

موفق باشید

 

|+| نوشته شده در  87/02/10ساعت 8:43  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عید87در سینقان

بلاخره بعداز چند ما ه من هم مانند اکثر سینقانی ها , ایام عید را در سینقان بودم .گفتم تا سرم شلوغ نشده  یک گزارش کوچک از این چند روز برای خوانندگان وبلاگ بنویسم:

ما روز اول عید وارد سینقان شدم چند روز اول سینقان نسبتا" خلوت بود و خیلی شلوغ نبود ولی از روز چهارم که مراسم یادواره شهدا بود کم کم سینقان شلوغ شد و سینقانی ها مقیم شهر ها وارد روستا شدند روز جمعه نهم که تو کوچه ها قدم می زدم افراد زیادی مشغول دید و بازدید بودند

امسال به دلیل گرمی هوا علیرغم سالهای قبل درختان غرق شکوفه بودند و به هر باغ و دشتی که سر می زدی سفیدی شکوفه ها چشم نواز بود البته این گرم شدن بیش از حد ,خود مایه نگرانی کشاورزها شده و احتمال کم آبی در تابستان زیاد هست بهر حال کاملا" روشنه که زمین تشنه است ,خدا کنه این روزها باران بباره.

در مورد خبرهای سینقان فکر می کنم همه کم و بیش مطلعند  اول برگزاری مسابقات فوتبال در روزهای اول عید بود که خبرکاملش  را بچه های سینقان نوشتند (البته خوب بود یادی هم از مسئول تدارکات مسابقات می کردند),بعد هم برگزاری مراسم یادواره شهدا بود که با استقبال مردم مواجه شد (فکر می کنم  بهتر است دست اند رکاران  یک کم این مراسم را متنوع کنند ),خبر دیگه اینکه یک باجه پست بانک در محل مخابرات فعال شده و دست آخر هم نصب یک دستگاه تلفن عمومی در میدان پایه (قابل توجه پایه نشین ) نصب شده است

آخرین خبر هم حاکی است که روز سیزده همه مردم حسابی تو  دشتها و باغها صفا کردن  بخصوص مرغزار که خیلی شلوغ بوده است .

متاسفانه امسال در ایام عید دو نفر سینقانی هم فوت کردند که به خانواده آنها تسلیت می گویییم اول فوت خانم آغا شفیعی در روز پنجم بود  که مراسم ختم آن برگزار شد دومین مورد فوت خانم معصومه میر در سانحه تصادف بود که امروز مراسم تشییع جنازه در تهران برگزار می شود خداوند رحمتشان کند

عید 87

|+| نوشته شده در  87/01/14ساعت 10:5  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عید شما مبارک

نوروز 87

 

 

باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را     باور کن

 


پیشاپیش عید نوروز رو به همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ تبریک میگم و امیدوارم سال 138۷ سالی پر از برکت ، شادی و پیشرفت برای شما و خانواده محترمتان باشد .

 

|+| نوشته شده در  86/12/26ساعت 14:53  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اعلامیه هیئت جوان حضرت علی اصغر (ع)

 

صورتجلسه مشترک هیئت جوان حضرت علی اصغر (ع) ، هیئت امناء مسجد جامع و حسینه و شورای اسلامی روستای سینقان در خصوص نحوه برگزاری مراسم محرم و صفر امسال بخصوص دهه اول محرم .

 

بر طبق تصمیم هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) روستای سینقان وهمکاری هیئت امناء مسجد جامع و حسینه روستا و همچنین شورای اسلامی روستا جلسه ای در شب عید سعید غدیر خم با حضور نمایندگان هیئات فوق و نماینده شورای اسلامی روستا و رئیس هیئت انصار علی اکبر (سینقانیهای مقیم کاشان) راس ساعت 7.30 پس از مراسم عید با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد و در شروع این جلسه سید اسماعیل هاشمی رئیس هیئت امناء مسجد با تشریح نحوه مراسم سال قبل و چگونگی بهتر برگزار شدن این مراسم در سال جاری و استفاده از نقاط قوت در مراسم آتی و برطرف نمودن نقاط ضعف مراسم های گذشته به اتحاد و یکدلی همه اعضاء و هیئات تاکید نمودند . در این جلسه همه اعضا نقطه نظرات، پیشنهادات وانتقادات خود را مطرح و پس از بحث تبادل نظر بین اعضاء موار زیر به تصویب همه اعضا رسید و مقرر گردید موارد زیر جهت هر چه باشکوه تر برگزار شدن مراسم امسال مدنظر همه اعضاء بوده وبه اطلاع مردم شهید پرور روستای سینقان رسانده شود .

1-     مقرر گردید هیئت امنائ حسینه روستا که طی این یکسال زحمات فراوانی را جهت آماده سازی حسینه روستا انجام داده است . در حسنیه روستا مسئولیت تام داشته وساعت ونحوه پخش نذورات تحت نظر این هیئت امنا انجام گیرد . وهمچنین شورای اسلامی روستا بر این امر نظارت و هماهنگی لازم جهت جلوگیری از هرگونه اشکال را با هیئت امنا داشته باشد .

2-     مقرر گردید پخش نذورات (شام) در حسینیه از شب اول محرم شروع گردد ودر پخش نذورات اعضاء هیئتی ،انتخابی از سوی هیئت امناء وشورای اسلامی حضور داشته باشند ودر خصوص پخش غذا در زنانه نیز از خانم های هیئتی استفاده شود . واستفاده از مرد در این امر فقط در مواقع ضرورت به تشخیص هیئت امناء حسینه وشورا صورت پذیرد .

3-     پخش غذا در 7 شب اول پس از برگزاری مراسم ودر شبهای پایانی بعد از نماز مغرب وعشاء وقبل از مراسم عزاداری صورت خواهد گرفت و هیئت امناء حسینه قول مساعد داد بلافاصله پس از نماز شام در حسینه توزیع شود ودر صورت احتمال تاخیر  این مورد یک ساعت قبل از نماز مغرب وعشاء به اطلاع نماینده هیئت جوانان حضرت علی اصغر(ع) برسد .

4-     سخنران دهه اول محرم حجت الاسلام سید هادی هاشمی دعوت شده از سوی هیئت امناء مسجد جامع ومداحان حاج سیف الله باقری و حاج حسین اسماعیل بیکی دعوت شده از سوی هیئت جوانان حضرت علی اصغر می باشند . همچنین تاکید شد جهت استفاده از تمامی مداحانی که در شبهای پایانی به روستا تشریف می آورند با هماهنگی با این عزیزان برنامه ریزی گردد .

5-     مسولیت برگزاری مراسم  عزاداری در این ایام (حرکت دسته ها ، بلند کردن نخل ، شروع مراسم در مسجد مرحوم کربلایی غلامحسین ، خیمه سوزان و..)بر عهده هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) می باشد که می بایست در خصوص برگزاری این مراسم در مسجد همکاری لازم را با هیئت امناء مسجد جامع داشته باشند .

6-     سیاه پوش کردن کوچه ها و مسجد جامع روستا بر عهده اعضاء هیئت جوانان می باشد .ومسئولیت هماهنگی  این موارد به عهده  سید محمد رضا قهاری وسید محسن شفیعی از اعضاء هیئت نهاده شد. 

7-به هیئت امناء هیئت های سینقانی های مقیم شهر ها اطلاع داده شود تا درصورت تمایل نظرات خود را جهت بهتر برگزار شدن مراسم ارائه دهند ودر صورت تمایا پلاکاردهای با نام هیئت خود را به نمایندگان هیئت جوانان جهت نصب در روستا تحویل دهند .

8-     در خصوص سخنرانی  سخنران ومداحی مداحان اهل بیت در مسجد  وتعزیه خوانی و زمانبندی این امور برنامه ریزی با هیئت امنا مسجد روستا وشورای اسلامی وبا هماهنگی هیئت جوانان می باشد.

9-کلیه امور با هماهنگی شورای اسلامی روستا بوده وهماهنگی بین اعضاء هیئات  وشورای اسلامی  مستمر باشد همچنین دعوت از مسئلین شهرستان نیز به عهده این شورا می باشد

در پایان این جلسه از آقای حسین اسماعیل بیکی  نماینده ورئیس هیئت امناء هیئت انصار علی اکبر(سینقانی های مقیم کاشان ) به خاطر قبول زحمت وحضور در این جلسه وهمکاری های سال قبل این هیئت تشکر قدردانی شد.

این جلسه راس ساعت 8.40  با صلوات بر محمد وآل محمد پایان یافت.

اعضاء حاضر در جلسه :

1 – سید اسماعیل هاشمی    نماینده هیئت امناء مسجد جامع روستا وحسینه روستا

2- عباس علیخانی             نماینده شورای اسلامی روستا ونماینده هیئت امنا مسجد جامع

3- حسین اسماعیل بیکی     نماینده هیئت انصار علی اکبر (سینقانیهای مقیم کاشان )

4- حسین ثرایی                رئیس هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)

5- هادی اسماعیل بیکی   ازاعضاء هیئت امناء هیئت جوانان حضرت علی اصغر(ع)

6- سیدمحمدرضا قهاری ازاعضاء هیئت امناء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)

7- سید محسن شفیعی    از اعضاء هیئت امناء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)

(8- حسن محجوبی    ۹- قدرت الله اسماعیل بیکی   10-  مهدی حسینی     11- رضا باقری ۱۲ـ مصطفی آقاباقری) ازاعضاء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)

محرم سینقان

|+| نوشته شده در  86/10/18ساعت 13:22  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
زمستان سینقان

همه می گویند بهار خوبه ولی نمی دانم چرا هیچ فصلی مثل پاییز و زمستان هوس رفتن به سینقان به سرم نمی زنه ,فقط این را می دونم که هیچ چیز آرامشی را که زیر کرسی به آدم می ده ( بخصوص وقتی دره بالا بشینی و بارش برف  روی کوه و دشت را نگاه کنی )به من نمی دهد .گاهی اوقات که سردم می شه و کنار رادیاتور می شینم به یاد سینقان و کرسی می افتم , دلم پر می کشه برای اون روزها ولی حیف که نمی شه به این راحتی از این شهر بیرون رفت .یادم می یاد زمستان که می شد چکمه های پلاستیکی (که همیشه برای استفاده سالهای بعد  دو سه سایز بزرگ بود )را پا می کردیم و توی کوچه ها چلپ چلپ می دویدیم و بازی می کردیم ,سرمای زمستان دستها و صورتمون را سرخ می کرد ولی ما دلمون نمی خواست به خونه بریم ولی وقتی سرما طاقتمان را می برد می رفتیم خونه و می پریدیم زیر کرسی ,دستها و پاها مون از شدت سرما یک ساعتی درد می کرد ... یادش بخیر وقتی فکر می کنم اون موقع خیلی امکانات را نداشیتیم ولی یک چیزی خیلی بیشتر از الان وجود داشت و اون هم سادگی و صفا و صمیمیت بود که الان جواهری کمیاب شده.راستش را بخواهید من از اینکه تو روستا بزرگ شدم و حداقل یک کمی از این صمیمیت را دارم به خودم می بالم .چند وقت پیش توی روزنامه مطلبی می خوندم که نوشته بود انسانهایی که در روستا زندگی می کنند هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی از شهر نشین ها سالم ترند و من با تمام وجود این حقیقت را درک کردم!!

(مطلب فوق توسط یکی از خوانندگان بنام ه-ف ارسال شده است )

زمستان سینقان

 

|+| نوشته شده در  86/09/26ساعت 16:49  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مدرسه اقبال سينقان

در سالهاي قديم  3 تا اتاق واقع در " درکريز" با يک دستشوئي و يک انبار چوب بدون هيچ شباهتي به مدرسه در حقيقت 3 تا کلاس درس بودند و در کل مدرسه به حساب مي آمدند. مدرسه روستاي سينقان به نام مدرسه "اقبال ".

از جمله معلم ها آقاي غفاري که هم مدير مدرسه بود و هم معلم و آقاي شيخي   و بعد هم آقاي مرادي بودند .

مدرسه بيشتر پسرونه بود و تعداد دختران خيلي اندک بود چون دختران حق رفتن به مدرسه را نداشتند يعني عرف نبود که با پسرها و معلم مرد درس بخوانند تنها سه تا دختر با پسرها به مدرسه مي رفتند و همه مردم ده به پدر و مادرهاي اين دخترها تذکر مي دادند که با اين کار جهنم را براي خودشون خرديدند و ... ولي اينها هم روي درس خوندن دختراشون  پافشاري مي کردند.

تمام بچه هاي همه مقاطع سر يک کلاس مي نشستند ؛ معلم ،ابتدا کلاس اول را درس مي داد بعد کلاس دوم و بعد سوم و... . تا کلاس چهارم بيشتر در مدرسه اقبال وجود نداشت که بعدا پنجم هم آمد . يکي از اتاقهاي مدرسه هم انبار چوب بود که چوبهاي بخاريها را داخل آن مي گذاشتند . داخل کلاس بخاريهاي چوب سوز بود که گاهي خاموش بود و گاهي هم آنچنان مي سوخت که همه از کلاس فرار مي کردند . معلم ها آتش بخاريها را براي کرسيهاشون مي بردند .

معلم در ده خيلي قابل احترام بود و مردم هرچيزخوبي که داشتند براي معلم ها مي بردند . هرروز يکي از شاگردان سطل معلم که مخصوص بردن آتش بود را به مدرسه مي آورد و بعد از مدرسه به خانه مي برد و از اين کار لذت مي برد و کلي افتخار مي کرد .

خانواده ها مرتبا معلم را براي شام و ناهار دعوت مي کردندو وقتي هم مهمان نبودند برايشان غذا مي بردند . هر روز صبح بچه ها با شير و سرشير و کره و ماستهاي قالبي تازه و گردو بادام و... در خانه معلم مي ايستادند و از اين کار يعني رفتن به در خانه معلم افتخار می کردند.

از آنجايي که هيچ کس توي ده ، ساعت نداشت بچه ها هر وقت از خواب بيدار مي شدند به مدرسه مي رفتند مثلا تو زمستونها که هوا تاريک بود صبج زود مي رفتند مدرسه  و بعد مي فهميدند که هنوز صبح نشده والبته اگر دير مي رسيدند با تنبيه هاي سخت روبرو بودند بنابراين زود رسيدن را ترجيح مي دادند . اگر کسي ديرمي رسيد نيم ساعت بيرون کلاس مي ايستاد و بعد نيم ساعت هم داخل کلاس مي ايستاد و بعد از درس تازه موقع کتک خوردن مي رسيد . معلم يکي از بچه ها را بالاي درخت بيد کنار مدرسه مي فرستاد تا ترکه بياره و معلم با ترکه به دستان يخ زده بچه ها محکم مي زديکي به راست و يکي به چپ و چندين ضربه که مي زد بعد مي گفت برو بتمرگ . هم صبح و هم عصر مدرسه برقراربود. بچه هابراي ظهر می رفتند خانه و ناهار مي خوردند و به دو به مدرسه برمي گشتند.يک موضوع جالب اين جاست که در ساعات تعطيلي مدرسه اگر توي کوچه يا هر جايي معلم يکي از بچه ها را مي ديد وقتي به مدرسه مي آمد آنها را بابت آن زمانها هم تنبيه مي کرد که مثلا  فلان جا چي کار مي کردي ؟ موضوع جالب ديگه اينکه مدرسه براي بچه ها و خانواده ها حالت جدي و رسمي را نداشت و پدر و مادرها سرکلاس به دنبال بچه هاشون مي اومدند و مي فرستادنشون دنبال انجام کاري که اگر نمي رفتند از پدرشون کتک مي خوردند و اگر هم مي رفتند از معلم کتک مي خوردند .

خلاصه داستانهاي مدرسه اقبال هم جالب هست و هم شنيدني من کمي درباره چيزهايي که  از بچه هاي اون روزها شنيده بودم نوشتم و باز هم در آينده مطالب جديدتري هم درباره آن مي نويسم تا بچه های امروز ازنحوه درس خواندن در آن روزها و احيانا مدرسه  پدرانشان با خبر بشوند. خوانندگاني که يا شاگردان اين مدرسه در قديم بوده اند يا اطلاعاتي از قديمي ها گرفتند خواهش مي کنم براي ما بنويسند تا ماا هم استفاده کنيم  

 مدرسه

|+| نوشته شده در  86/08/29ساعت 1:16  توسط ح.س  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پاییز سینقان
 

راستي چرامن فكرميكنم پاييزاول سال است وهرچيزواتفاقي راازپاييزبه بعد حساب ميكنم نميدانم شايديكي ازدلايلش تولدمن درپاييزاست وشايدهم من هميشه فصل خزان هستم وشادابي
وطراوت درمن نيست بلكه زردي وپژمردگي در من موج ميزندفصل رعيتي فصل كاشت گندم فصل زيرخاك كردن بذرفصل خوب خدا فصل باران وبادكه درنهادم عميقا احساس ميكنم
لازم نيست من دم پايه باشم ياسرمصلي يا دم دركريزو سرقنات بركي يا حتي در خوني تا باد پاييزي سينقان رابرتنم لمس كنم من در هرمكان ومحلي كه باشم كافي است تجسم كنم پاييز و برگ ريزان قشنگ دوكوده را ان موقع است كه حس مي كنم تمام وجودم در بركي و درقليچاق و بيجگان است ودرسينقان هستم و خودم دارم تكان خوردن درختهاي صنوبروبرگهاي گردوي دم باغ قدرت محلاتي راكه از درخت جداميشوندوروي زمين ميريزند را باچشم ببينم صداي خش خش برگها راصداي رعد و برق اسمان را صداي وحشت انگيزبرخورد ابرها را وشدت گرفتن باران وتگرگ ازاسمان را لمس كنم نميدانم چرا شايد بخاطر تخيل قوي من نسبت به اين فصل باشد وشايد هم دوست داشتن شديد من كه اين فصل رادوست دارم اگربه من نخنديد آرزو دارم مرگم هم پاييز باشه وحتي خاكسپاريم دريك عصرپاييزي كه باد ميوزد باشد احساسم به من ميگويد بادعصر پاييز همان طور كه برگها را باخودميبرد وازدرخت جداميكند وبه زمين ميريزد گناهان مرانيزبسان برگهاي درختان از من جداميكند وباخودميبرد نميدانم فكرم درست است يانه ولي اين فكر درسرمن است وجداناشدني شايد از دوران راهنمايي خداوند مرابه خاطر اين تخيل ببخشد ورحمت خودراشامل حالم نمايد و گناهان همگيمان را دست بادهاي برگ ريزپاييزي قراردهد

نویسنده: الف-دال  شین -هپاییز سینقان

|+| نوشته شده در  86/08/20ساعت 12:31  توسط ح.س  | 

 
business articles